تکواره

تک درخت هایی که در کوه و دشت تنها مانده اند را تکواره گویند و حرفهایشان را با باد می گویند و اینجا حکم همان باد است...

هفته پیش بود که تصمیم گرفتم تسلیم بشوم.

تسلیم حس و حال نه چندان خوبم

تصمیم گرفتم دیگر مبارزه نکنم و بی خود سعی نکنم خودم را خوشحال نشان بدهم.

تصمیم گرفتم این در را باز کنم و بگذارم هرچه داخل است به بیرون جریان پیدا کند.

دیشب یک پله جلوتر رفتم.

دیگر به کار هم فکر نمی کنم.

پذیرفتم که فعلا به کسب و کار خیلی فکر نکنم.

بگذارم ببینم چه پیش می آید و بیشتر به خودم و اوضاع روحیم توجه کنم.

گور بابای مدیر و شرکت 

فعلا اخر ماه بدقولی نکند بقیه مصائبش به جهنم.

دارم سعی می کنم رها کنم و تن به جریان اب روزمرگی بسپارم تا در اینده بتوانم برخیزم و حرکت کنم.

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/٢۸ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : Night Melody