تکواره

تک درخت هایی که در کوه و دشت تنها مانده اند را تکواره گویند و حرفهایشان را با باد می گویند و اینجا حکم همان باد است...

بالاخره نشستم و نوشتم واقعیتی که یک هفته ای درگیرش بودم و به قولی بند نافی بود که باید بریده می شد، یک جورایی سبک شدم و یک جورایی هم امیدوار، انگار حالا که به اشتباهات خودم اعتراف کردم می توانم زندگی جدیدی را شروع کنم حتی با ان ادم های قبلی روبرو بشوم ، احساس می کنم دیدن کل ماجرا از این زاویه و با صداقت کامل بدون هیچ گول مالیدن و رودربایستی با خودم بهم کمک می کنه تا هم خودم و هم انها را ببخشم و بتونم رو به جلو حرکت کنم، تقریبا از اول تابستان تا الان درگیر بودم و صد البته که هنوز به وقت نیاز دارم تا زخمهایم کاملا التیام پیدا کنند ولی احساس ادمی را دارم که داروی دردش را پیدا کرده است و ای خودش خوبه
نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢٩ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : Night Melody