تکواره

تک درخت هایی که در کوه و دشت تنها مانده اند را تکواره گویند و حرفهایشان را با باد می گویند و اینجا حکم همان باد است...

امروز روز موعود بود.

روزی که ماه ها به خودم وعده اش را داده بودم.

و حالا این روز هم مثل بقیه روزهای زندگی تمام شد و به شب رسید.

و با تمام شدن این روز دفتر زندگی من فصلی دیگر را هم تمام کرد.

فصلی که امید داشتم هنوز ادامه داشته باشد و امروز به صفحه اخر رسید.

فردا باید به پاخیزم.

طرحی نو دراندازم و چرخ زندگی را حرکتی تازه دهم.

قلبم می سوزد.

قفسه سینه ام هم ....

حسی اشنا است...

همیشه تمام شدن ها با همین درد همراه است...

مرهمش زمان است...

چاره ای نیست...

اینهم می گذرد...

مثل بقیه عمر...

امروز هم تمام شد.

و زندگی جریان دارد مثل همیشه ...

اما بی امید ...

همین است دیگر چاره ای نیست جز زندگی کردن ....

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱۸ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : Night Melody