تکواره

تک درخت هایی که در کوه و دشت تنها مانده اند را تکواره گویند و حرفهایشان را با باد می گویند و اینجا حکم همان باد است...

راستش را بخواهید این روزها حالم خوب است، خیلی خوب

همه چیز بر وفق مراد است.

پروژه هایی دارم که  امید است بتوانم به پول تبدیلشان کنم.

ارتباطات ارزشمند ولی ویرانم را دوباره بازسازی کرده ام.

هدف های جدید و متناسب با توانایی هایم انتخاب کرده ام.

رابطه های فرسایشی را حذف کرده ام.

دوران نقاهت را می گذرانم و حال روانم رو به بهبود است.

ارتباطات جدید برقرار کرده ام.

سعی می کنم تا جایی که می توانم جدی با خلل ها و نقاط ضعفی که تا کنون باعث عقب ماندنم شده مبارزه کنم و یک سری عادت ها و ترس ها را کنار بگذارم.

بهای زیادی هم بابتش می دهم ولی فکر کنم ارزشش را دارد.

کند پیش می روم ولی راضیم.

فکر می کنم کم کم مسیر جدیدی که باید طی کنم دارد از میان مه نمایان می شود و از سردرگمی نجات پیدا می کنم و این حالم را بهتر می کند.

پاییز و زمستان سختی را پشت سر گذاشتم و هنوز اتفاق های خوبی که در بهار امسال افتاد باورم نمی شود. اتفاق هایی که در هیچ یک از لحظه های پاییز و زمستان خوابش را هم نمی دیدم و امیدی به وقوعش نداشتم.

خداوند معجزه را به من نشان داد و من هم تصمیم دارم در عوض انسان موثری باشم در روی زمین.

انسانی که می تواند با استفاده از توانایی هایش روزگار بهتری بسازد.

 

نوشته شده در ۱۳٩۳/٢/۱٦ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : Night Melody