آدم ها

می خواهی با او زندگی کنی؟ آیا او همان است که باید باشد؟

و این سوال بی وقفه در ذهنم می چرخد و می چرخد.

و او می پرسد و می پرسد.

من جواب می دهم.

می گوید تو سوالی نداری؟

چه بگویم که شناخت برای من از کلام مستقیم حاصل نمی شود.

باید ببینم، حس کنم و در جانم ته نشین شود و تحلیل شود تا بشناسم.

پس باز هم فقط جواب سوال های پیچیده اش را می دهم.

بی ملاحظه و بی نقاب

بی رودربایستی و بی دو دوتا چهارتا کردن.

و همچنان در ذهنم می چرخد که آیا این خود اوست؟

فقط می دانم نسبت بهش هیچ گاردی ندارم.

ترسی ندارم.

برای شروع بد نیست، همینکه می توانم خودم باشم.

اما مهم این است که آیا حرفی برای گفتن خواهیم داشت؟

آیا مهربان است؟

آیا حمایت گر است؟

آیا مسئول و متعهد است؟

آیا ارزشها و اعتقاداتمان در یک راستاست؟

آیا بخشنده است؟

آیا صادق است؟

آیا غمخوار است و همدردی بلد است؟

آیا احترام گذار است؟

آیا صبور است؟

آیا تمایلی برای رشد دارد؟

و .....

تا چه پیش آید.

/ 2 نظر / 14 بازدید
میم

الهی قربونت برم چطوری ذهن امروز من رو خوندی عزیز دلم؟ دقیقا داشتم به این فکر می کردم که تو می دونی چقدر شناخت تو برام مهمه یا نه............چقدردلم برات تنگه.........

منیژه

چه سوالات خوبی! بصورت یک چک لیست از آن استفاده خواهم کرد.