پدیده جدید

دیشب داشتم فکر می کردم که انگار از وابستگی و دلبستگیم به او کم شده و به همین خاطر ارامتر شده ام ولی امروز صبح دریافتم این اتفاق یک پدیده همه شمول است و برای تمام افراد حاضر در در زندگین افتاده وهمه کسانی که روزگاری برایم پر اهمیت بودند الان کم رنگ شده اند و از دوریشان بی تاب نمی شوم و دلم برایشان تنگ نمی شود، نکند دلم انقدر تنگ شده که بهم چسبیده و دیگر فضایی برای جادادن ادمها ندارد؟

/ 2 نظر / 6 بازدید
نفس

می بینی ترنم جان...زمان که می گذرد فقط کمی درد ها ته نشین می شوند...اما رسوب می کنند روی قلب هایمان و با یک نگاه .یک لباس .یک قیافه یا یک حرکت مجهول شبیه قاشق چای خوری دوباره در وجودمان بالا و پایین می پرند و روز از نو و ....بعضی وقتها فکر می کنم چقدر پوست کلفت شده ام نگو که خاطره ها و یادآوری های دردناک جایی دیگر به شکلی دیگر یا مثل یک سرگردانی روز جمعه بلوا می کنند....

فاطمه سرایی

یه وقتا هم میبینی تمام دلت پر از یه نفره.... ولی مطمئن باشه تنگ نشده اونجوری که دو طرفش به هم چسبیده باشه...