عطر گل یاس

توی آفتاب بی رمق پاییزی، یکهو یادم افتاد که این تابستان هیچ گل یاسی را نبوییدم. ناگهان دلم خواست دختری داشتم یاسمن نام، به همان لطافت و به همان خوشبویی ، که عطر تنش به اندازه همه یاسهای عالم در جانم می نشست، توی دلم فحشی نثار پدرش کردم و سعی کردم به پاییز و برگریزان فکر کنم

/ 1 نظر / 9 بازدید
عمه

خدانکشدت .[قهقهه][قهقهه]بهترین کاروکردی