خسارت

نمی شود ماجرا را تقصیر کسی انداخت، مقصری ندارد، ولی خشم است دیگر،همچون تندباد میاید و ویران می کند و می رود، البته اگر برود! در را باز کردم تا آدم ها بیایند و بمانند ولی آمدند و ویران کردند و رفتند، نه آنها مقصرند و نه من، آنها نمی دانستند کجا آمدند و برای چه و چه آدابی دارد و من نمی دانستم که چقدر همه چیز عوض شده است و چقدر هنوز شکننده هستم. نمی دانم آیا این خسارت را می توانم ترمیم کنم یا خیر.

/ 0 نظر / 14 بازدید