دختر هنرمند

این هفته به خودم قول دادم که بنشینم و بعد از مدتها نقاشی کنم، به بهانه یلدا چندتا نقاشی یلدایی بکشم از انار و نرگس با آبرنگ، و شاید دخترکی با گیسوانی سیاه وقلبی به سرخی نار، ذوق نقاشی را دوباره خانم مشاور بیدار کردوقتی مجبور شدم احساساتم را مکتوب کنمو همین باعث شد دوباره لذت قلم زدن و خط کشیدندر من زنده شود و یک جورایی شبها به عشق همین طرح زدنهای پای شومینه خودم را به خانه می رسانم، او معتقد است نوشتن و نقاشی دو جنبه از وجود من است که کاملا مال خودم است و برخلاف خیلی دیگر از مهارت هایم تحت تاثیر هیچ کس دیگری نیست و کاملا می توانم روی این دو سرمایه گذاری کنم، امیدوارم تا شب بتوانم عکس کارهایم را اینجا بگذارم البته اگر پرشین بلاگ بازی در نیاورد

/ 5 نظر / 5 بازدید
طلا

تلاش کن . تو تنها نیستی[لبخند]

مارال

چه جالب، موضوع پست هامون شبیه همه. [لبخند]

ماهی سرخ کوچولو

چه خوب. منبع استعداد که میگویند خودِ شمایید. ماشالله دارید خانم. هم تحصیلات عالی، هم قلم زیبا، هم نقاشی، هم استعدادهای دیگر. اینکه آدم روحش را در ابعاد مختلف بپروراند عالیست. و یکی از رویاهای من است. اگر فرصتی پیش بیاید. پایدار باشی بانو[گل] منتظر عکس نقاشی هاتان هم هستیم.

درخت زندگی

"من بودم و دوش آن بت بنده نواز از من همه لابه بود و از وی همه ناز شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه ، حدیث ما بود دراز "

شکوفه

سلام خیلی از وبلاگتونو خوندم خیلی خوب مینویسی بدجور باهات همذات پنداری میکنم خانوم منم شبا به عشق خط نوشتن دلم هوای خونه رو میکنه و بعد یه روز کاری با این هنر مست میشم و دلخوش